هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود درباره آزادی، دردهای جهانی، و قدرت روحی سخن میگوید. او از جنون به عنوان راهنمای خود یاد میکند و دردهایش را منبع غمهای عالم میداند. همچنین، به قدرت و تأثیرگذاری خود اشاره کرده و شادیاش را چنان توصیف میکند که حتی فلک از آن به وجد میآید.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و حماسی موجود در متن برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۷۷ - رفتن زخود به دشت جنون هادی من است
رفتن زخود به دشت جنون هادی من است
طومار آه محضر آزادی من است ۱
از جوش درد منبع غم های عالمم
هر دل که در فغان شده فریادی من است ۲
طرح مرا زمانه ز رنگ پریده ریخت
عنقا خراب رشک ز آبادی من است ۳
صد کوه قاف را کند از جا چو پرکاه
آنجا که زور بازوی فرهادی من است ۴
جویا محیط عالم امکان بود دلم
در رقص خوشدلی فلک از شادی من است ۵
طومار آه محضر آزادی من است ۱
از جوش درد منبع غم های عالمم
هر دل که در فغان شده فریادی من است ۲
طرح مرا زمانه ز رنگ پریده ریخت
عنقا خراب رشک ز آبادی من است ۳
صد کوه قاف را کند از جا چو پرکاه
آنجا که زور بازوی فرهادی من است ۴
جویا محیط عالم امکان بود دلم
در رقص خوشدلی فلک از شادی من است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - آنکه میخانه ز انداز نگاهش طرح است
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - آرامم از خط تو رمیدن گرفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.