هوش مصنوعی:
این متن شعری از حافظ است که به مفاهیمی مانند عشق، مینوشی، ریا، و حقیقت میپردازد. شاعر از آیینه و صراحی سخن میگوید و اشاره میکند که روشنایی بزم از شمع است و آنکه خودنماست، حقیقت را نمیبیند. همچنین، تأکید میکند که برای رسیدن به مقصود، باید از خواستهها گذشت و تنها خداوند قاضی حقیقی است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
شماره ۲۱۰ - در زنگ ابر هر قدر آیینه هواست
در زنگ ابر هر قدر آیینه هواست
چشم و دل صراحی و پیمانه را صفاست ۱
روشن ز شمع بزم بود اهل دید را
کاخر به چشم می رود آنکس که خودنماست ۲
خواهی به مدعا رسی از مدعا گذر
زشت است مدعای تو گر ترک مدعاست ۳
ناحق به خاک ریخته ای خون عیش را
قاضی میان ما و تو ای محتسب، خداست! ۴
جویا فریب چشم سخنگوی او مخور
کس از زبان آن مژه نشنیده است راست ۵
چشم و دل صراحی و پیمانه را صفاست ۱
روشن ز شمع بزم بود اهل دید را
کاخر به چشم می رود آنکس که خودنماست ۲
خواهی به مدعا رسی از مدعا گذر
زشت است مدعای تو گر ترک مدعاست ۳
ناحق به خاک ریخته ای خون عیش را
قاضی میان ما و تو ای محتسب، خداست! ۴
جویا فریب چشم سخنگوی او مخور
کس از زبان آن مژه نشنیده است راست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - شکست رنگ نگارم شد از شراب درست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.