هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از روزهای گذشته و احساسات عمیق شاعر سخن میگوید. شاعر به یاد روزهایی میافتد که شادی و غم را با هم تجربه کرده است. او از اضطراب، تپش قلب، دردهای درونی و زخمهای روحی خود میگوید و این احساسات را با تصاویر شاعرانه مانند گل، لاله، موسیقی و نقاشی به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۱۲ - یاد ایامی که جوش گل دلم را شاد داشت
یاد ایامی که جوش گل دلم را شاد داشت
با هزاران بود افغانی که صد فریاد داشت ۱
مشق بیتابی رسانیدم ز فیض اضطراب
دل تپیدنها خواص سیلی استاد داشت ۲
صورت او بسکه شب بر پرده های دل نگاشت
چشم از مژگان تو گویی خامهٔ بهزاد داشت ۳
زخمهای سینه اش منت کش مرهم نشد
هر که همچون لاله بر دل داغ مادرزاد داشت ۴
همچو موسیقار هر شب تا سحر جویا زغم
استخوان پهلوم یک یک جدا فریاد داشت ۵
با هزاران بود افغانی که صد فریاد داشت ۱
مشق بیتابی رسانیدم ز فیض اضطراب
دل تپیدنها خواص سیلی استاد داشت ۲
صورت او بسکه شب بر پرده های دل نگاشت
چشم از مژگان تو گویی خامهٔ بهزاد داشت ۳
زخمهای سینه اش منت کش مرهم نشد
هر که همچون لاله بر دل داغ مادرزاد داشت ۴
همچو موسیقار هر شب تا سحر جویا زغم
استخوان پهلوم یک یک جدا فریاد داشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - شکست رنگ نگارم شد از شراب درست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - مهربانیهای پنهان را مزاج کاین ازوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.