هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زیباییهای آفرینش، احساس تنهایی و غربت، و رسوایی در اجتماع سخن میگوید. شاعر از طبیعت و احساسات درونی خود تصویری زیبا و گاه دردناک ارائه میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رسوایی و تنهایی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۲۲۰ - حسن حیرت آفرینش جلوه پیرایی گرفت
حسن حیرت آفرینش جلوه پیرایی گرفت
تا نقاب از پردهٔ چشم تماشایی گرفت ۱
بسته شد اشکم درون سینه چون در یتیم
بسکه از غربت دلم در کنج تنهایی گرفت ۲
دیده واری توتیا برداشت از راهش نسیم
چشم صد گلزار نرگس نور بینایی گرفت ۳
لب نیالایی به می کز روز شد رسوایی دهر
صبحدم چون جام مهر از چرخ مینایی گرفت ۴
باطن پیرمغان امروز با ساز و شراب
محتسب را بر سر بازار رسوایی گرفت ۵
طبل شهرت از تپیدن های دل جویا زدم
لالهٔ داغ نهانم رنگ رسوایی گرفت ۶
تا نقاب از پردهٔ چشم تماشایی گرفت ۱
بسته شد اشکم درون سینه چون در یتیم
بسکه از غربت دلم در کنج تنهایی گرفت ۲
دیده واری توتیا برداشت از راهش نسیم
چشم صد گلزار نرگس نور بینایی گرفت ۳
لب نیالایی به می کز روز شد رسوایی دهر
صبحدم چون جام مهر از چرخ مینایی گرفت ۴
باطن پیرمغان امروز با ساز و شراب
محتسب را بر سر بازار رسوایی گرفت ۵
طبل شهرت از تپیدن های دل جویا زدم
لالهٔ داغ نهانم رنگ رسوایی گرفت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - هر کرا دل بی غبار کینه است
گوهر بعدی:شماره ۲۲۱ - پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.