هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که بر ناتوانی انسان در برابر عشق و هستی تأکید دارد. شاعر از ناتوانی خود در برابر معشوق و عشق سخن میگوید و اشاره میکند که همه چیز جز عشق بیارزش است. همچنین، بر قناعت و توکل به خداوند تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناتوانی در برابر عشق و قناعت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۵۸ - در تماشای رخت تاب و توان از ما نیست
در تماشای رخت تاب و توان از ما نیست
در ره شوق به جان تو که جان از نیست ۱
موج را صورت هستی نبود جز دریا
دل مسافر چو شد از سینه زبان از ما نیست ۲
غیر یک بوسه نداریم تمنا زان لعل
آن دو لب نیست گر از ما دو جهان از ما نیست ۳
شمع را شعله زخاموشی جاوید رهاند
گر نباشد سخن عشق زبان از ما نیست ۴
پا به دامان قناعت به توکل بنشین
رفته هر کس ز پی سود و زیان از ما نیست ۵
در ره شوق به جان تو که جان از نیست ۱
موج را صورت هستی نبود جز دریا
دل مسافر چو شد از سینه زبان از ما نیست ۲
غیر یک بوسه نداریم تمنا زان لعل
آن دو لب نیست گر از ما دو جهان از ما نیست ۳
شمع را شعله زخاموشی جاوید رهاند
گر نباشد سخن عشق زبان از ما نیست ۴
پا به دامان قناعت به توکل بنشین
رفته هر کس ز پی سود و زیان از ما نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - همین نه لعل ترا معجز دم عیساست
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.