هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج عاطفی شدید سخن میگوید. او احساس میکند که دلش شکسته و اشکهایش مانند خون ریخته شده است. تصاویری از جنون، مارهای سیاه و شمع سوخته برای بیان این اندوه عمیق به کار رفته است. شاعر احساس میکند که در نگاه معشوق، خود را فراموش کرده و مانند شمعی است که در حال ذوب شدن است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، تصاویر تاریک و احساسات شدید بیانشده نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۶۰ - باز در جیب و کنارم همه خون ریخته است
باز در جیب و کنارم همه خون ریخته است
اشک، دل را مگر از دیده برون ریخته است ۱
بلدی در ره رفتن زخودم حاجت نیست
همه جا لخت دل افتاده و خون ریخته است ۲
چرخ هم بی سرو پا گرد ره سودا شد
تا فلک بر سر هم بسکه جنون ریخته است ۳
مارهای سیه زلف به خود می پیچد
تا خط پشت لبت رنگ فسون ریخته است ۴
خالی از خویش شدم در دم نظارهٔ او
شمع سانم نگه از دیده برون ریخته است ۵
اشک، دل را مگر از دیده برون ریخته است ۱
بلدی در ره رفتن زخودم حاجت نیست
همه جا لخت دل افتاده و خون ریخته است ۲
چرخ هم بی سرو پا گرد ره سودا شد
تا فلک بر سر هم بسکه جنون ریخته است ۳
مارهای سیه زلف به خود می پیچد
تا خط پشت لبت رنگ فسون ریخته است ۴
خالی از خویش شدم در دم نظارهٔ او
شمع سانم نگه از دیده برون ریخته است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - تا تو رفتی صحن گلشن کشت آفت دیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.