هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، غم و دلشکستگی سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند لب به عنوان نوشداروی جانهای خسته، دلشکستگی غنچهها و غم نشسته در سینه، احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین اشارهای به زیبایی معشوق و تأثیر فراق دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۶۷ - زان لب که نوشداروی جانهای خسته است
زان لب که نوشداروی جانهای خسته است
یک بوسه مومیایی این دلشکسته است ۱
تا جلوه ای ز صحن چمن رخت بسته است
چشمی است داغ لاله که در خون نشسته است ۲
شادی در این زمانه نباشد جدا زغم
هر غنچه ای که می شکفد دلشکسته است ۳
از سیر چارباغ چه طرف بست
آن را که غم به سینه مربع نشسته است ۴
رفت از فراق سرو تو موزونی ام زطبع
از خاطرم غزال غزل بی تو جسته است ۵
با آنکه از صفای بناگوشت آگه است
چندین گهر برای چه بر خویش بسته است ۶
کی عقدهٔ دلم بگشاید ز سیر باغ
دستی است گل که حسن تو برچوب بسته است ۷
هرگز نگاه لطف، ز جویا مگیر باز
پیرو خمیده قد و نزار است و خسته است ۸
یک بوسه مومیایی این دلشکسته است ۱
تا جلوه ای ز صحن چمن رخت بسته است
چشمی است داغ لاله که در خون نشسته است ۲
شادی در این زمانه نباشد جدا زغم
هر غنچه ای که می شکفد دلشکسته است ۳
از سیر چارباغ چه طرف بست
آن را که غم به سینه مربع نشسته است ۴
رفت از فراق سرو تو موزونی ام زطبع
از خاطرم غزال غزل بی تو جسته است ۵
با آنکه از صفای بناگوشت آگه است
چندین گهر برای چه بر خویش بسته است ۶
کی عقدهٔ دلم بگشاید ز سیر باغ
دستی است گل که حسن تو برچوب بسته است ۷
هرگز نگاه لطف، ز جویا مگیر باز
پیرو خمیده قد و نزار است و خسته است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۶ - به چشم اهل دل آن اشک اعتبار نداشت
گوهر بعدی:شماره ۲۶۸ - اشک حسرت روشنی افزای چشم تر بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.