هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و آرزوی دیدار معشوق سخن میگوید. او از تأثیر عشق بر خود و طبیعت اطراف میگوید و احساساتش را با تصاویری مانند آتش، گل، و شفق توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲۱ - تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
برگ گلی است لعل تو کآتش گرفته است ۱
شب تا سحر هوازدهٔ آرزوی تست
گر غنچه را دماغ مشوش گرفته است ۲
تا خواهشم به نعمت دیدار دست یافت
صد بوسه زان دو لب به نمک چش گرفته است ۳
تأثیر آه ماست که هر شام از شفق
اطراف دامن فلک آتش گرفته است ۴
چون بگسلم ز یار که جویا دل مرا
با تارتار طرهٔ دلکش گرفته است ۵
برگ گلی است لعل تو کآتش گرفته است ۱
شب تا سحر هوازدهٔ آرزوی تست
گر غنچه را دماغ مشوش گرفته است ۲
تا خواهشم به نعمت دیدار دست یافت
صد بوسه زان دو لب به نمک چش گرفته است ۳
تأثیر آه ماست که هر شام از شفق
اطراف دامن فلک آتش گرفته است ۴
چون بگسلم ز یار که جویا دل مرا
با تارتار طرهٔ دلکش گرفته است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۰ - نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
گوهر بعدی:شماره ۳۲۲ - نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.