هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به زیباییهای معشوق و تأثیر نگاه او بر شاعر میپردازد. شاعر از نور وجود معشوق، نگاه جادویی او، و درد فراق سخن میگوید. همچنین، از زیبایی رخسار معشوق و تأثیر آن بر روح و روان خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'خون دل' و 'درد فراق' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۷۵ - آن نور که هر ذره ازو در لمعان است
آن نور که هر ذره ازو در لمعان است
در پردهٔ پیدایی او گشته نهان است ۱
در دیدهٔ بالغ نظران پرتو خورشید
بر خاک ره افتادهٔ آن سرو روان است ۲
تا ترک نگاه تو دگر قصد که دارد
دستی زدده بر تیرکش آن مژگان است ۳
فریاد که دور از می چون خون کبوتر
خون دلی از دیده مرا در سیلان است ۴
هر صبح در اندیشهٔ آن گلشن رخسار
با نکهت گل رنگ رخم در طیران است ۵
پوشیدن ازو چشم محال است که پیوست
در خواب مرا پیش نظر در جولان است ۶
از چشم تو رستن نتوان زانکه نگاهش
ازی است که سرپنجهٔ او از مژگان است ۷
از خوبی رخسار تو جویا چه برآید
چیزی که عیانست چه حاجت به بیان است ۸
در پردهٔ پیدایی او گشته نهان است ۱
در دیدهٔ بالغ نظران پرتو خورشید
بر خاک ره افتادهٔ آن سرو روان است ۲
تا ترک نگاه تو دگر قصد که دارد
دستی زدده بر تیرکش آن مژگان است ۳
فریاد که دور از می چون خون کبوتر
خون دلی از دیده مرا در سیلان است ۴
هر صبح در اندیشهٔ آن گلشن رخسار
با نکهت گل رنگ رخم در طیران است ۵
پوشیدن ازو چشم محال است که پیوست
در خواب مرا پیش نظر در جولان است ۶
از چشم تو رستن نتوان زانکه نگاهش
ازی است که سرپنجهٔ او از مژگان است ۷
از خوبی رخسار تو جویا چه برآید
چیزی که عیانست چه حاجت به بیان است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۴ - شمع گل بر کردهٔ نور چراغ حسن اوست
گوهر بعدی:شماره ۳۷۶ - تا لبم همزبان خاموشی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.