هوش مصنوعی:
این شعر به بیان عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از شکوه عشق، سوختن در راه آن، و دردهای ناشی از این عشق سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند وفاداری، زیبایی، و رازداری اشاره میکند. در نهایت، شاعر از ناامیدی و شکایت از تقدیر سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۴۰۴ - شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد
شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد
به سرو آه من این قمری آشیان دارد ۱
تنی چو شمع بود در حساب سوختگان
که مهر داغ به طومار استخوان دارد ۲
توان به حسن ادب پاس آشنایی داشت
زحفظ مرتبه این گنج پاسبان دارد ۳
زحلقه حلقهٔ جوهر چو محشر سیماب
شکوه حسن تو آیینه را تپان دارد ۴
زحرف کس نشنیدیم بوی یکرنگی
به رنگ غنچه گر از لخت دل زبان دارد ۵
همیشه قطع کلامم کنی به تیغ زبان
چنین دو نیم سخن را مزن که جا ن دارد ۶
هر آن حریف که چیزی به خویش نسپرده است
فراغت عجبی از نگاهبان دارد ۷
زسوز عشق کسی را که تن به سختی داد
چو نای پوست به تن حکم استخوان دارد ۸
من و شکایت افلاک؟ کافرم جویا!
اگر دلم سر سودای این دکان دارد ۹
به سرو آه من این قمری آشیان دارد ۱
تنی چو شمع بود در حساب سوختگان
که مهر داغ به طومار استخوان دارد ۲
توان به حسن ادب پاس آشنایی داشت
زحفظ مرتبه این گنج پاسبان دارد ۳
زحلقه حلقهٔ جوهر چو محشر سیماب
شکوه حسن تو آیینه را تپان دارد ۴
زحرف کس نشنیدیم بوی یکرنگی
به رنگ غنچه گر از لخت دل زبان دارد ۵
همیشه قطع کلامم کنی به تیغ زبان
چنین دو نیم سخن را مزن که جا ن دارد ۶
هر آن حریف که چیزی به خویش نسپرده است
فراغت عجبی از نگاهبان دارد ۷
زسوز عشق کسی را که تن به سختی داد
چو نای پوست به تن حکم استخوان دارد ۸
من و شکایت افلاک؟ کافرم جویا!
اگر دلم سر سودای این دکان دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۳ - دل وارسته را پروای سیم و زر نمی باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۵ - چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.