هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند ناامیدی، حسرت، عشق و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از بیثمری تلاشها، گذر سریع جوانی و اسارت دل در بند تکالیف زندگی مینالد. همچنین، از اشک و آه به عنوان آب و هوای دل یاد میکند و اشاره میکند که امیدها در این زمین بیحاصل میمانند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۲۷ - آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود
آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود
پشت بان حیرت چشم اضطراب دل بود ۱
می رود از بس جوانی زودگویی با خزان
چون گل رعنا بهار ما به یک محمل بود ۲
در زمین دل که هست آب و هوایش اشک و آه
هر قدر تخم امل کارند بی حاصل بود ۳
بر زبان حیرت حسرت نصیبان وصال
خان و مال بر باده ده از نامهای دل بود ۴
دل اسیر محبس تکلیف باشد تا به کی
هر که جویا پیرو مجنون شود عاقل بود ۵
پشت بان حیرت چشم اضطراب دل بود ۱
می رود از بس جوانی زودگویی با خزان
چون گل رعنا بهار ما به یک محمل بود ۲
در زمین دل که هست آب و هوایش اشک و آه
هر قدر تخم امل کارند بی حاصل بود ۳
بر زبان حیرت حسرت نصیبان وصال
خان و مال بر باده ده از نامهای دل بود ۴
دل اسیر محبس تکلیف باشد تا به کی
هر که جویا پیرو مجنون شود عاقل بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۶ - هر شعلهٔ آهی که ز بیمار تو خیزد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۸ - دل از ازل چو غنچه گریبان دریده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.