هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از عشق، درد فراق و جستجوی معنا سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق عشق بر دل، طبیعت به عنوان نماد احساسات، و مفاهیمی مانند سلطنت معنوی و گدایی عشق یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به دانش ادبی بیشتری دارد.
شماره ۴۲۹ - در وسعتگه مشرب به رخم واکردند
در وسعتگه مشرب به رخم واکردند
پردهٔ چشم مرا دامن صحرا کردند ۱
غنچهٔ لاله شد آنروز که خلوتگه داغ
جای خالت به دلم همچو سویدا کردند ۲
عمر بی باکی تیغ مژه های تو دراز
که زهر چاک دری بر رخ دل واکردند ۳
زسرش تا دم آخر نرود درد خمار
بی خود آنرا که ز سر جوش تمنا کردند ۴
منصب سلطنت عالم معنی دادند
مفلسی را که گدایی در دلها کردند ۵
می توان قفل دربستهٔ دل باز نمود
از کلیدی که در میکده را واکردند ۶
به چه نیرنگ ربودند دل از من جویا
این سیه چشم غزالان چه اداها کردند ۷
پردهٔ چشم مرا دامن صحرا کردند ۱
غنچهٔ لاله شد آنروز که خلوتگه داغ
جای خالت به دلم همچو سویدا کردند ۲
عمر بی باکی تیغ مژه های تو دراز
که زهر چاک دری بر رخ دل واکردند ۳
زسرش تا دم آخر نرود درد خمار
بی خود آنرا که ز سر جوش تمنا کردند ۴
منصب سلطنت عالم معنی دادند
مفلسی را که گدایی در دلها کردند ۵
می توان قفل دربستهٔ دل باز نمود
از کلیدی که در میکده را واکردند ۶
به چه نیرنگ ربودند دل از من جویا
این سیه چشم غزالان چه اداها کردند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۸ - دل از ازل چو غنچه گریبان دریده بود
گوهر بعدی:شماره ۴۳۰ - نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.