هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از احساسات عمیق و بی‌قراری دل در شب‌های وصل سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند بادهٔ لعل، خون آلوده دل، و موج می، حالات روحی و عاشقانه‌اش را به تصویر می‌کشد. متن پر از استعاره و کنایه‌های شاعرانه است که نشان‌دهنده‌ی بی‌قراری، شوق وصال، و تجربه‌ی بی‌خودی در عشق است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۴۴۹ - شب که از بیداد او دل بیخودی آهنگ بود

شب که از بیداد او دل بیخودی آهنگ بود
بادهٔ لعلی به جامم از شکست رنگ بود ۱

بود خون آلوده دل در بیضه همچون غنچه ام
شیشه ام گرم شکستن در نهاد سنگ بود ۲

موج می بی او نمود چنگل شهباز داشت
دل طپیدن بال پرواز تذرو رنگ بود ۳

بسکه ذوق بی خودی شبهای وصلش تا سحر
از نگاه او که سرجوش می بیرنگ بود ۴

بود رد رفتن زخود فرسنگ ها یک گام شوق
چون به خود می آمدم یک گام صد فرسنگ بود ۵

داشت رقص تازه ای هر قطرهٔ خون در تنم
دوش جویا نالهٔ دل بسکه سیر آهنگ بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۸ - طپیدنها در دل می زند دلدار می آید
گوهر بعدی:شماره ۴۵۰ - جرأت می بین که مور ار بادهٔ بی غش زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.