هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود در انتظار معشوق سخن میگوید. او از دلشکستگی، اشکها و انتظار برای دیدار یار میگوید و از تشبیههای زیبایی مانند بوی یوسف از پیراهن و سیلاب از کوهسار استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۴۸ - طپیدنها در دل می زند دلدار می آید
طپیدنها در دل می زند دلدار می آید
زخود رفتم سر راهی بگیرم یار می آید ۱
خرامت باز آیین بدن گلشن گشته است امشب
که بوی یوسف از پیراهن گلزار می آید ۲
به کام غیر چون می بینمت از دور می نالم
چو آن بلبل که با گل بر سر بازار می آید ۳
توان با وسعت مشرب ملایم ساخت سرکش را
چو راه سیل بر صحرا فتد هموار می آید ۴
زجوش غم فرو بارید اشک از دیده ام جویا
چو سیلابی که بدمستانه از کهسار می آید ۵
زخود رفتم سر راهی بگیرم یار می آید ۱
خرامت باز آیین بدن گلشن گشته است امشب
که بوی یوسف از پیراهن گلزار می آید ۲
به کام غیر چون می بینمت از دور می نالم
چو آن بلبل که با گل بر سر بازار می آید ۳
توان با وسعت مشرب ملایم ساخت سرکش را
چو راه سیل بر صحرا فتد هموار می آید ۴
زجوش غم فرو بارید اشک از دیده ام جویا
چو سیلابی که بدمستانه از کهسار می آید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۷ - فکر جمعیت مرا خاطر پریشان می کند
گوهر بعدی:شماره ۴۴۹ - شب که از بیداد او دل بیخودی آهنگ بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.