هوش مصنوعی:
این شعر از نگاه شاعر، احساسات افسرده و آزرده را با تصاویری مانند مینای بیرخت، موج صهبا، بوی غنچه و زخم تیغ عشق بیان میکند. شاعر از دلتنگی، رنج عشق و ناامیدی سخن میگوید و فضایی غمگین و پرتنش را ترسیم میکند. در نهایت، او از زاهد بیزار است و به دنبال تسکین دردهای خود در شعر است.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'زخم تیغ عشق' و 'خون مرده' ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۵۱ - به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند
به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند
قدح از موج صهبا بزم بر هم خورده را ماند ۱
نهانم همچو بوی غنچه در آغوش دلتنگی
فضای شش جهت یک خاطر آزرده را ماند ۲
نبیند زخم تیغ عشق هرگز روی بهبودی
که از هر بخیه دندان بر جگر افشرده را ماند ۳
قدح از جوش موج باده در چشم سیه مستان
بعینه دیدهٔ مژگان بهم آورده را ماند ۴
مرا کاری به زاهد نیست جویا مصرعی گفتم
سویدای دل افسرده خون مرده را ماند ۵
قدح از موج صهبا بزم بر هم خورده را ماند ۱
نهانم همچو بوی غنچه در آغوش دلتنگی
فضای شش جهت یک خاطر آزرده را ماند ۲
نبیند زخم تیغ عشق هرگز روی بهبودی
که از هر بخیه دندان بر جگر افشرده را ماند ۳
قدح از جوش موج باده در چشم سیه مستان
بعینه دیدهٔ مژگان بهم آورده را ماند ۴
مرا کاری به زاهد نیست جویا مصرعی گفتم
سویدای دل افسرده خون مرده را ماند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۰ - جرأت می بین که مور ار بادهٔ بی غش زند
گوهر بعدی:شماره ۴۵۲ - گل در چمن از رشک تو آرام ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.