هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت، درد عشق و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از غمهای درونی، اشکها و زخمهای دل خود مینالد و از ناامیدی و دوری از معشوق شکایت دارد. تصاویری مانند غنچههای خونین، خارهای راه و قافلههای اشک، عمق رنج او را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵۷ - همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
سخت مستغرقم این آینه رویان کردند ۱
آه چون غنچه به یک جنبش مژگان این قوم
مشت چاک دل ما را به گریبان کردند ۲
غنچه سان بسکه زخوناب جگر لبریزم
خنده را بر لب ما زخم نمایان کردند ۳
گذر قافلهٔ اشک به مژگان افتاد
خار را فرش ره آبله پایان کردند ۴
هیچ کس غنچه ای از باغ وصال تو نچید
همه چون لاله گل داغ به دامان کردند ۵
سخت مستغرقم این آینه رویان کردند ۱
آه چون غنچه به یک جنبش مژگان این قوم
مشت چاک دل ما را به گریبان کردند ۲
غنچه سان بسکه زخوناب جگر لبریزم
خنده را بر لب ما زخم نمایان کردند ۳
گذر قافلهٔ اشک به مژگان افتاد
خار را فرش ره آبله پایان کردند ۴
هیچ کس غنچه ای از باغ وصال تو نچید
همه چون لاله گل داغ به دامان کردند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۶ - به صد محنت دهان ما ز روزی بهره ور گردد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۸ - ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.