هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق و هجران سخن میگوید. شاعر از رنجهای عشق، اشکهای خونین، و بیقراریهایش مینالد و از طبیعت و هستی برای بیان احساساتش استفاده میکند. او عشق را همچون مدرسهای میداند که در آن شاگرد جنون است و از خرد فاصله گرفته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید نیاز به درک بالاتری از ادبیات و تجربیات زندگی دارد.
شماره ۴۵۹ - کردی چو کباب ستم عشوه گری چند
کردی چو کباب ستم عشوه گری چند
یابی نمک گریهٔ خونین جگری چند ۱
در راه تمنای تو بی پا و سری چند
از دیده برون ریخته لخت جگری چند ۲
بشکن قفس سینه و بر باد ده ای آه
از لخت جگر لاله صفت بال و پری چند ۳
از فطرت عالی بدافلاک نگویم
حیف است کنم شکوهٔ بی پا و سری چند ۴
ای مرغ نگه بی رخ او گرم طپش باش
بر باد ده از پلک و مژه بال و پری چند ۵
فریاد که در هند سیه بختی هجران
مویی شده ام از غم نازک کمری چند ۶
در مدرسهٔ عشق تو شاگرد جنون است
از پیر خرد یافته جویا نظری چند ۷
یابی نمک گریهٔ خونین جگری چند ۱
در راه تمنای تو بی پا و سری چند
از دیده برون ریخته لخت جگری چند ۲
بشکن قفس سینه و بر باد ده ای آه
از لخت جگر لاله صفت بال و پری چند ۳
از فطرت عالی بدافلاک نگویم
حیف است کنم شکوهٔ بی پا و سری چند ۴
ای مرغ نگه بی رخ او گرم طپش باش
بر باد ده از پلک و مژه بال و پری چند ۵
فریاد که در هند سیه بختی هجران
مویی شده ام از غم نازک کمری چند ۶
در مدرسهٔ عشق تو شاگرد جنون است
از پیر خرد یافته جویا نظری چند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۸ - ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۰ - گر نباشد بزم حیرانی نظر نتوان گشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.