هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، درد فراق، مستی و وحدت سخن میگوید. شاعر از جوشش اشک، دوری معشوق، تأثیر عشق بر هستی و مستی ناشی از شراب و طبیعت صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۶۳ - از بصیرت جوش اشکش بسکه فارغبال کرد
از بصیرت جوش اشکش بسکه فارغبال کرد
آفتاب از پردهٔ چشمم توان غربال کرد ۱
می کند با هستی حیرت نصیب بزم عشق
دوری او آنچه در آیینه با تمثال کرد ۲
باده ام را ریخت بر خاک و مرا کشت از خمار
محتسب خون مرا آخر چنین پامال کرد ۳
در بهاران هر قدر بر مستی بلبل فزود
جام گل را از شراب رنگ مالامال کرد ۴
بسکه در وحدت سرای عشق یک رنگ تو شد
باده نوشیهای جویا گونه ات را آل کرد ۵
آفتاب از پردهٔ چشمم توان غربال کرد ۱
می کند با هستی حیرت نصیب بزم عشق
دوری او آنچه در آیینه با تمثال کرد ۲
باده ام را ریخت بر خاک و مرا کشت از خمار
محتسب خون مرا آخر چنین پامال کرد ۳
در بهاران هر قدر بر مستی بلبل فزود
جام گل را از شراب رنگ مالامال کرد ۴
بسکه در وحدت سرای عشق یک رنگ تو شد
باده نوشیهای جویا گونه ات را آل کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۲ - بگذشت نوجوانی و جسم نزار ماند
گوهر بعدی:شماره ۴۶۴ - سرشکم بسکه پردرد از دل مهجور برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.