هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و هجران سخن میگوید و درد فراق را با تصاویر شاعرانه مانند اشک، کوه فیض، و گلزار توصیف میکند. شاعر از ناتوانی در تحمل دوری معشوق و تأثیرات عشق بر روح و روان خود مینالد. همچنین، مفاهیمی مانند تقدیر، نوروز، و آرامش در نیستی نیز در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۷۵ - در شب هجران که یادت طاقت از من می برد
در شب هجران که یادت طاقت از من می برد
اشک پیغ ام گریبان را بدامن می برد ۱
قسمت هر کس بقدر رتبهٔ او می رسد
کوه فیض نوبهاران را به دامن می برد ۲
ترک من سرخانهٔ نازش بلند افتاده است
پنجهٔ خورشید زان مژگان پرفن می برد ۳
زینتی چون عیب پوشی نیست اهل دید را
سرمه از تاریکی شب چشم روزن می برد ۴
سینه گلزار است تا باقی است درد عشق یار
کز گداز دل چراغ داغ روغن می برد ۵
در خمار از عارضش تا رنگ در پرواز شد
باد نوروزی پی سامان گلشن می برد ۶
نیست جویا غیر عزلت سنج کنج نیستی
گر کسی رخت سلامت را به مامن می برد ۷
اشک پیغ ام گریبان را بدامن می برد ۱
قسمت هر کس بقدر رتبهٔ او می رسد
کوه فیض نوبهاران را به دامن می برد ۲
ترک من سرخانهٔ نازش بلند افتاده است
پنجهٔ خورشید زان مژگان پرفن می برد ۳
زینتی چون عیب پوشی نیست اهل دید را
سرمه از تاریکی شب چشم روزن می برد ۴
سینه گلزار است تا باقی است درد عشق یار
کز گداز دل چراغ داغ روغن می برد ۵
در خمار از عارضش تا رنگ در پرواز شد
باد نوروزی پی سامان گلشن می برد ۶
نیست جویا غیر عزلت سنج کنج نیستی
گر کسی رخت سلامت را به مامن می برد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۴ - چشم خودبینی که مست جام زیبایی بود
گوهر بعدی:شماره ۴۷۶ - به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.