هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از اضطراب، غم و دلشکستگی ناشی از عشق یار مینالد و با استفاده از تصاویر زیبا مانند موج سراب، زلف پیچدار، و خونفشانی مژگان، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به علو همت و پاکی دل دارد و در نهایت، از اسیر سادهدلی و دوری از لذات دنیوی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۱۲ - زاضطراب چو موج سراب آب نخورد
زاضطراب چو موج سراب آب نخورد
دلی که در غم زلف تو پیچ و تاب نخورد ۱
شبی که مغز جگر را به روی کار نداشت
ز خونفشانی مژگان تر دل آب نخورد ۲
دل است قابل فیضان درد از اعضاء
بلی شکست بجز فرد انتخاب نخورد ۳
چرا چو غنچه شمیم گل آید از دهنش
به جای باده اگر شوخ من گلاب نخورد ۴
علو همت شمشیر یار را نازم
کمر به خون دلم تا نبست آب نخورد ۵
اسیر ساده دلیهای زاهدم جویا
غم زمانه بخورد و شراب ناب نخورد ۶
دلی که در غم زلف تو پیچ و تاب نخورد ۱
شبی که مغز جگر را به روی کار نداشت
ز خونفشانی مژگان تر دل آب نخورد ۲
دل است قابل فیضان درد از اعضاء
بلی شکست بجز فرد انتخاب نخورد ۳
چرا چو غنچه شمیم گل آید از دهنش
به جای باده اگر شوخ من گلاب نخورد ۴
علو همت شمشیر یار را نازم
کمر به خون دلم تا نبست آب نخورد ۵
اسیر ساده دلیهای زاهدم جویا
غم زمانه بخورد و شراب ناب نخورد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۱ - مانع سوز دل خستگی آزرم شود
گوهر بعدی:شماره ۵۱۳ - زمین ز بار غم ما همین نه در ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.