هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و توصیفی، صحنهای از بزم شراب و عشق را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند شعلهٔ رخسار، شمع، پروانهٔ آتش، و برگ گل، حالات عاشقانه و مستانه را توصیف میکند. همچنین، حضور معشوق و تأثیر شگفتانگیز او بر دیگران را با عباراتی مانند «موج می پروانهٔ آتش به جان افتاده بود» و «شب که پیمودی تو بر دلها شراب جلوه را» بیان میکند. در پایان، اشارهای به لطف الهی و نجات از خاک دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، سطح زبانی و ادبی آن برای درک بهتر، نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۵۱۴ - شعلهٔ رخسار او تا شمع بزم باده بود
شعلهٔ رخسار او تا شمع بزم باده بود
موج می پروانهٔ آتش به جان افتاده بود ۱
پیش از آن ساعت که آمد سر و شوخش در خرام
رنگ را چون نقش پا رخسارم از کف داده بود ۲
از کف پایت ز بس نازکتر از برگ گل است
بوسه چینی را لب هر غنچه ای آماده بود ۳
شب که پیمودی تو بر دلها شراب جلوه را
محتسب لبریز کیفیت چو جام باده بود ۴
دست لطفی ساقی کوثر زخاکش بربگرفت
ورنه جویا همچو نقش پا به ره افتاده بود ۵
موج می پروانهٔ آتش به جان افتاده بود ۱
پیش از آن ساعت که آمد سر و شوخش در خرام
رنگ را چون نقش پا رخسارم از کف داده بود ۲
از کف پایت ز بس نازکتر از برگ گل است
بوسه چینی را لب هر غنچه ای آماده بود ۳
شب که پیمودی تو بر دلها شراب جلوه را
محتسب لبریز کیفیت چو جام باده بود ۴
دست لطفی ساقی کوثر زخاکش بربگرفت
ورنه جویا همچو نقش پا به ره افتاده بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۳ - زمین ز بار غم ما همین نه در ماند
گوهر بعدی:شماره ۵۱۵ - خصم چون گردید عاجز بردباری پیشه کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.