هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند نادانی، غرور، ریا و پشیمانی میپردازد. شاعر بیان میکند که غمگین بودن در دنیا ناشی از نادانی است و غرور انسان باعث گمراهی و پشیمانی میشود. همچنین، اشاره میکند که ادعای دانایی دیگران نیز از نادانی سرچشمه میگیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۱۶ - بهر دنیا بودنت غمگین زنادانی بود
بهر دنیا بودنت غمگین ز نادانی بود
خط بطلان تو چین بر لوح پیشانی بود ۱
از گداز تن چه اندیشی اگر جان پروری
پاس تن مانند شمعت دشمن جانی بود ۲
هر که دانشور بود، دانا نداند خویش را
دعوی دانایی مردم ز نادانی بود ۳
از غرور توبه عاصیتر شوند اهل ریا
دامن زاهد، تر از اشک پشیمانی بود ۴
تا گشاید لب به رنگ غنچه رسوا میشود
بر دل هر کس که جویا زخم پنهانی بود ۵
خط بطلان تو چین بر لوح پیشانی بود ۱
از گداز تن چه اندیشی اگر جان پروری
پاس تن مانند شمعت دشمن جانی بود ۲
هر که دانشور بود، دانا نداند خویش را
دعوی دانایی مردم ز نادانی بود ۳
از غرور توبه عاصیتر شوند اهل ریا
دامن زاهد، تر از اشک پشیمانی بود ۴
تا گشاید لب به رنگ غنچه رسوا میشود
بر دل هر کس که جویا زخم پنهانی بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۵ - خصم چون گردید عاجز بردباری پیشه کرد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۷ - من که در سیر گلم بیخودی مل باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.