هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و دلسوختگی سخن میگوید. شاعر از بیقراری و پریشانی دل خود در فراق معشوق مینالد و از بوی گل و می به عنوان نمادهایی از عشق و مستی یاد میکند. او تحمل دوری از معشوق را دشوار میداند و از تمنای وصال او سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۵۱۷ - من که در سیر گلم بیخودی مل باشد
من که در سیر گلم بیخودی مل باشد
می و پیمانه ام از بوی گل و گل باشد ۱
خودنما گشته سر زلف تو از هر سر موی
لازم طول امل عرض تجمل باشد ۲
با دل سوخته ام گرمی سرشار مکن
که علاجش به تباشیر تغافل باشد ۳
دور از آن زلف دلم بسکه پریشان حالست
آه آشفته من سایهٔ سنبل باشد ۴
هر که در بحر تمنای تو افتد چون موج
دست و پا بازند اگر کوه تحمل باشد ۵
می کشد آخر کارش به پریشانحالی
غنچه سان دل ز چه در بند تمول باشد ۶
کی به طوفان حوادث روم از جا جویا
لنگر زورق دل بار تحمل باشد ۷
می و پیمانه ام از بوی گل و گل باشد ۱
خودنما گشته سر زلف تو از هر سر موی
لازم طول امل عرض تجمل باشد ۲
با دل سوخته ام گرمی سرشار مکن
که علاجش به تباشیر تغافل باشد ۳
دور از آن زلف دلم بسکه پریشان حالست
آه آشفته من سایهٔ سنبل باشد ۴
هر که در بحر تمنای تو افتد چون موج
دست و پا بازند اگر کوه تحمل باشد ۵
می کشد آخر کارش به پریشانحالی
غنچه سان دل ز چه در بند تمول باشد ۶
کی به طوفان حوادث روم از جا جویا
لنگر زورق دل بار تحمل باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۶ - بهر دنیا بودنت غمگین زنادانی بود
گوهر بعدی:شماره ۵۱۸ - با شوخی چنان به کنارم نشسته ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.