هوش مصنوعی:
این شعر از نونهالی سخن میگوید که در کودکی آشنا و در عین حال بیگانه بود، کوچهگرد و شهره به بد مستی و دشمن خانه بود. با گذشت زمان، نام خدا را یافت و تغییر کرد، در حالی که پیش از این بسیار بیباک بود. شاعر از عشق و محبت سخن میگوید و بیان میکند که دل او همیشه دانهای در دام عشق بوده است. همچنین، اشاره میکند که جستجوی معنا با دل دیوانه همراه است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند 'بد مستی' و 'دشمن خانه' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۵۵۴ - نونهال من ز طفلی آشنا بیگانه بود
نونهال من ز طفلی آشنا بیگانه بود
کوچه گرد شهره و بدمست و دشمن خانه بود ۱
کرد پیدا این زمان نام خدا تمکینکی
ورنه وضعش پیش ازین بسیار بیباکانه بود ۲
همچو نرگس بال شوق از شش جهت چشمم گشاد
تا تواند شمع رخسار ترا پروانه بود ۳
خاطر ما با محبت توام آمد از نخست
عشق هر جا دام گستر شد دل ما دانه بود ۴
ما عبث در دامن فرزانگی آویختیم
معنیی گر بود جویا با دل دیوانه بود ۵
کوچه گرد شهره و بدمست و دشمن خانه بود ۱
کرد پیدا این زمان نام خدا تمکینکی
ورنه وضعش پیش ازین بسیار بیباکانه بود ۲
همچو نرگس بال شوق از شش جهت چشمم گشاد
تا تواند شمع رخسار ترا پروانه بود ۳
خاطر ما با محبت توام آمد از نخست
عشق هر جا دام گستر شد دل ما دانه بود ۴
ما عبث در دامن فرزانگی آویختیم
معنیی گر بود جویا با دل دیوانه بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۳ - آنچه از بوسی بر آن لبهای شیرین می رود
گوهر بعدی:شماره ۵۵۵ - با بار آن گل رو دل بی حجاب باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.