هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق و دل‌بستگی شدید سخن می‌گوید. شاعر از تأثیر نگاه و ابروی معشوق بر دل عاشق، بی‌خودی در راه عشق، حیرت در برابر جمال یار، و ناتوانی در فراموشی خاطرات او می‌سراید. همچنین، اشاره‌ای به مستی عشق و جهل محتسب در برابر این حالات دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به‌کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۵۶۰ - هر که از شمشیر نازت نیم بسمل ماند ماند

هر که از شمشیر نازت نیم بسمل ماند ماند
هر گره کز چین ابروی تو در دل ماند ماند ۱

نیست جولانگاه هر کس شاهراه بیخودی
رفت از خود هر که دانست آنکه غافل ماند ماند ۲

دیدهٔ آیینه از حیرت نمی آید بهم
هر که محو روی آن شیرین شمایل ماند ماند ۳

کشتی ما در محیط باده دریایی شده است
محتسب کز جهل بیرون گرد ساحل ماند ماند ۴

یاد مژگان تو کی بیرون رود از خاطرم
چاره نتوان کرد هر خاری که در دل ماند ماند ۵

کی ز دام انگبین جویا رها گردد مگس
غیر اگر در کوی جانان پی در گل ماند ماند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۵۹ - چون نگاهی سوی من زان چشم مخمور افکند
گوهر بعدی:شماره ۵۶۱ - شب که دل اندیشهٔ آن نشتر مژگان کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.