هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که از درد فراق، اشتیاق به معشوق و ناتوانی در پنهان کردن عشق سخن میگوید. شاعر از اشکهای بیپایان، نالههای جانسوز و شعلههای عشق در سینه میگوید و تأکید میکند که پنهان کردن چنین احساسی غیرممکن است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'تیغ' و 'زندان' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۵۶۱ - شب که دل اندیشهٔ آن نشتر مژگان کند
شب که دل اندیشهٔ آن نشتر مژگان کند
همچو طنبورم به تن هر رگ جدا افغان کند ۱
شوخ بیباکی مرا از بس به دل افکنده شور
قطرهٔ اشکم به دریا گر فتد طوفان کند ۲
جوهر تیغت زقرب آن میان بر خویشتن
آنقدر ناله که شمشیر ترا سوهان کند ۳
عشق را مشکل بود در سینه مخفی داشتن
شعله را تا کی کسی در نیستان پنهان کند ۴
چون خیال عارضش را دیده بسپارد به دل
یوسفی را بی گنه محنت کش زندان کند ۵
همچو طنبورم به تن هر رگ جدا افغان کند ۱
شوخ بیباکی مرا از بس به دل افکنده شور
قطرهٔ اشکم به دریا گر فتد طوفان کند ۲
جوهر تیغت زقرب آن میان بر خویشتن
آنقدر ناله که شمشیر ترا سوهان کند ۳
عشق را مشکل بود در سینه مخفی داشتن
شعله را تا کی کسی در نیستان پنهان کند ۴
چون خیال عارضش را دیده بسپارد به دل
یوسفی را بی گنه محنت کش زندان کند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۰ - هر که از شمشیر نازت نیم بسمل ماند ماند
گوهر بعدی:شماره ۵۶۲ - هر سحر کز روزن آن رشک پری سر می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.