هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا، به موضوعاتی مانند عشق، وحدت وجود، بیاعتباری دنیا، و رهایی از تعلقات مادی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند آفتاب، تیغ آیینه، و شمع، مفاهیم عمیق عرفانی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و کنایهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۵۶۲ - هر سحر کز روزن آن رشک پری سر می کشد
هر سحر کز روزن آن رشک پری سر می کشد
آفتاب از صبح سر در زیر چادر می کشد ۱
کفر و دین را امتیازی نیست در بازار عشق
این ترازو خاک را با زر برابر می کشد ۲
در پی عرض هنر هرگز نباشد اهل دل
همچو تیغ آیینه کی منت زجوهر می کشد ۳
می کشد از رشک آن رخسار و ابرو مهر و ماه
آنچه زان داندان و زان لب شیر و شکر می کشد ۴
با قلندر مشربان ای محتسب دشمن مباش
آه ازان هویی که شبها از دلی سر می کشد ۵
چشم داغ دل به ذوق دیدنت مانند شمع
از شکاف سینه هر دم گردنی بر می کشد ۶
چون توانم آه را بال و پر پروانه داد
گر کشم جویا نفس آن شوخ خنجر می کشد ۷
آفتاب از صبح سر در زیر چادر می کشد ۱
کفر و دین را امتیازی نیست در بازار عشق
این ترازو خاک را با زر برابر می کشد ۲
در پی عرض هنر هرگز نباشد اهل دل
همچو تیغ آیینه کی منت زجوهر می کشد ۳
می کشد از رشک آن رخسار و ابرو مهر و ماه
آنچه زان داندان و زان لب شیر و شکر می کشد ۴
با قلندر مشربان ای محتسب دشمن مباش
آه ازان هویی که شبها از دلی سر می کشد ۵
چشم داغ دل به ذوق دیدنت مانند شمع
از شکاف سینه هر دم گردنی بر می کشد ۶
چون توانم آه را بال و پر پروانه داد
گر کشم جویا نفس آن شوخ خنجر می کشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۱ - شب که دل اندیشهٔ آن نشتر مژگان کند
گوهر بعدی:شماره ۵۶۳ - از سینه دل جدا به تپیدن نمی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.