هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند صحرا، زلف شبگون، سرو آزاد و جیحون برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و روحانی استفاده میکند. شاعر از عشق، هجران، و درد دل سخن میگوید و با اشاراتی به مفاهیمی مانند جهل و هشیاری، جنون و عشق، به بیان حالات درونی خود میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۶۹ - چون به صحرا نکهت آن زلف شبگون می رود
چون به صحرا نکهت آن زلف شبگون می رود
نافه می بالد چنان کز پوست بیرون می رود ۱
می کشد با آنکه بار یک جهان دل را به دوش
سرو آزادم ببین نام خدا چون می رود ۲
بسکه چشم می پرستت دشمن هشیاری است
گر فلاطون آید از بزم تو مجنون می رود ۳
جهل باشد رنجش از دخل کج ارباب جهل
حرف در بیدردی یاران محزون می رود ۴
من نمی گویم تویی دزد دل اما چون کنم
کز کنارم تا سر کویت پی خون می رود ۵
گر فتد جویا به دریا عکس روی ما من
همچو سیل تند هامون سوی جیحون می رود ۶
نافه می بالد چنان کز پوست بیرون می رود ۱
می کشد با آنکه بار یک جهان دل را به دوش
سرو آزادم ببین نام خدا چون می رود ۲
بسکه چشم می پرستت دشمن هشیاری است
گر فلاطون آید از بزم تو مجنون می رود ۳
جهل باشد رنجش از دخل کج ارباب جهل
حرف در بیدردی یاران محزون می رود ۴
من نمی گویم تویی دزد دل اما چون کنم
کز کنارم تا سر کویت پی خون می رود ۵
گر فتد جویا به دریا عکس روی ما من
همچو سیل تند هامون سوی جیحون می رود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۸ - دلها بسی بر آتش حسنش سپند شد
گوهر بعدی:شماره ۵۷۰ - از گریه دیده ای که سفیدش نمی کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.