هوش مصنوعی:
شاعر با دیدن گلها و مناظر طبیعت، به یاد دردها و رنجهای خود میافتد. غنچههای خونین، لالههای داغدار و موج اضطراب در چشمانش، همه او را به یاد غمهای درونیاش میاندازند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات سنگین، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۵۸۸ - غنچه تا بگشود لب، خونین دلم آمد بیاد
غنچه تا بگشود لب، خونین دلم آمد بیاد
لاله را دیدم چراغ محفلم آمد بیاد ۱
در فضای باغ دیدم داغهای لاله را
چشم در خون خفتهٔ داغ دلم آمد بیاد ۲
جلوه گر شد موج تا در دیده ام با اضطراب
پرفشانیهای مرغ بسملم آمد بیاد ۳
لاله را دیدم چراغ محفلم آمد بیاد ۱
در فضای باغ دیدم داغهای لاله را
چشم در خون خفتهٔ داغ دلم آمد بیاد ۲
جلوه گر شد موج تا در دیده ام با اضطراب
پرفشانیهای مرغ بسملم آمد بیاد ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۷ - دلا ببال که روزی غبار خواهی شد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۹ - گل داغ سر پرشور سودا عالمی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.