هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از درد فراق، ضعف خود در برابر معشوق و تأثیر عمیق این عشق بر زندگی خود مینالد. او آرزو میکند که ای کاش این عشق سوزان و بیدادگر نبود تا از رنجها رهایی یابد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غمگین و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۶۶ - از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
گر سلسله جنبان دلم آه نمی بود ۱
ای ضعف نمانده است مرا قوت ناله
ای وای چه می کردم اگر آه نمی بود ۲
می داشت اگر کوکب اقبال بلندی
دستم ز سر زلف تو کوتاه نمی بود ۳
در ملک بدن شاه نمی بود دلت را
گر نقش نگین بندهٔ درگاه نمی بود ۴
از کاهش تن شمع صفت باک ندارم
کاش آتش بیداد تو جانکاه نمی بود ۵
می بستی اگر دیدهٔ بینش ز دو بینی
جویا احدی پیش تو گمراه نمی بود ۶
گر سلسله جنبان دلم آه نمی بود ۱
ای ضعف نمانده است مرا قوت ناله
ای وای چه می کردم اگر آه نمی بود ۲
می داشت اگر کوکب اقبال بلندی
دستم ز سر زلف تو کوتاه نمی بود ۳
در ملک بدن شاه نمی بود دلت را
گر نقش نگین بندهٔ درگاه نمی بود ۴
از کاهش تن شمع صفت باک ندارم
کاش آتش بیداد تو جانکاه نمی بود ۵
می بستی اگر دیدهٔ بینش ز دو بینی
جویا احدی پیش تو گمراه نمی بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۵ - آیینه با وقار تو سیماب می شود
گوهر بعدی:شماره ۶۶۷ - اگر غبار ره یار می توانی شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.