هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند کمال، سکوت، عشق، رهایی از دغدغههای دنیوی، و غفلت از خود میپردازد. شاعر از زبان نمادین و استعاری برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای گروههای سنی پایینتر سخت میکند.
شماره ۶۷۴ - عیار ناقصان از فکر کامل می تواند شد
عیار ناقصان از فکر کامل می تواند شد
زبان گر خامشی عادت کند دل می تواند شد ۱
گهر در عقد گوهر با زبان حال می گوید
که بی پا و سران را جاده منزل می تواند شد ۲
ز برگ لاله گر برداشتن توان سیاهی را
زدامان دلم داغ تو زایل می تواند شد ۳
نباشد مستی با نقد دنیا فیض عقبی را
کف بخشش کجا چون دست سایل می تواند شد ۴
کمال غفلت انسان بود در بند خود بودن
خوشا حال کسی کز خویش غافل می تواند شد ۵
چرا بیکار باشد همچو گل دست نگارینت
به گردن سرو مینا را حمایل می تواند شد ۶
ز خوان نعمت دیدارآرایی چو محفل را
کف خورشید تابان دست سایل می تواند شد ۷
ز احوالم چه می پرسی چو دیدی اضطرابم را
تپیدنها زبان حال بمسل می تواند شد ۸
محال است اینکه بگشاید گره از خاطرم جویا
می از یک قطره بی او عقدهٔ دل می تواند شد ۹
زبان گر خامشی عادت کند دل می تواند شد ۱
گهر در عقد گوهر با زبان حال می گوید
که بی پا و سران را جاده منزل می تواند شد ۲
ز برگ لاله گر برداشتن توان سیاهی را
زدامان دلم داغ تو زایل می تواند شد ۳
نباشد مستی با نقد دنیا فیض عقبی را
کف بخشش کجا چون دست سایل می تواند شد ۴
کمال غفلت انسان بود در بند خود بودن
خوشا حال کسی کز خویش غافل می تواند شد ۵
چرا بیکار باشد همچو گل دست نگارینت
به گردن سرو مینا را حمایل می تواند شد ۶
ز خوان نعمت دیدارآرایی چو محفل را
کف خورشید تابان دست سایل می تواند شد ۷
ز احوالم چه می پرسی چو دیدی اضطرابم را
تپیدنها زبان حال بمسل می تواند شد ۸
محال است اینکه بگشاید گره از خاطرم جویا
می از یک قطره بی او عقدهٔ دل می تواند شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۳ - دایما خون دلم زان زلف و کاکل می چکد
گوهر بعدی:شماره ۶۷۵ - غمی به خاطرم از بیش و کم نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.