هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی عمیق خود سخن میگوید و بیان میکند که دلش از مهر معشوق و می آسان برنمیخیزد. او خود را دیوانهای میداند که در روزگار بیمانند است و از سجده درگاه معشوق سر برنمیدارد. شاعر همچنین اشاره میکند که حتی در روز قیامت نیز غبار از تربت او برنمیخیزد، که نشاندهندهی عشق و فداکاری بیحد اوست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۸۲ - دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
دلی هرگز کس آسان از سر جان بر نمی خیزد ۱
کنم زنجیر خالی از در پرپیچ و تاب خود
چو من دیوانه ای در روزگاران بر نمی خیزد ۲
چنان افتاده ایم از پا که فردای قیامت هم
غبار از تربت ما خاکساران بر نمی خیزد ۳
دلی سالم نجست از صیدگاه ترک چشم او
بلی افتادهٔ آن تیر مژگان بر نمی خیزد ۴
ز بس خاکش سریشم اختلاط افتاده با سرها
جبین از سجدهٔ درگاه جانان بر نمی خیزد ۵
دلی هرگز کس آسان از سر جان بر نمی خیزد ۱
کنم زنجیر خالی از در پرپیچ و تاب خود
چو من دیوانه ای در روزگاران بر نمی خیزد ۲
چنان افتاده ایم از پا که فردای قیامت هم
غبار از تربت ما خاکساران بر نمی خیزد ۳
دلی سالم نجست از صیدگاه ترک چشم او
بلی افتادهٔ آن تیر مژگان بر نمی خیزد ۴
ز بس خاکش سریشم اختلاط افتاده با سرها
جبین از سجدهٔ درگاه جانان بر نمی خیزد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۱ - دل عاشق ز منع اشک خونین غرق خون می گردد
گوهر بعدی:شماره ۶۸۳ - هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.