هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، درد، جفا و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از گرمی دل در عشق و وفا، آتش خشم معشوق، دردهای ناشی از عشق و تأثیرات آن بر روح و جان سخن میراند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند عصمت، حیا، و انصاف دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۶۹۰ - تا دلم هنگامهٔ مهر و وفا را گرم کرد
تا دلم هنگامهٔ مهر و وفا را گرم کرد
خوی آتشناک او بزم جفا را گرم کرد ۱
درد کی آسان تواند جای گیرد در دلی
داغ خونها خورده تا در لاله جا را گرم کرد ۲
پنجهٔ عصمت نپیچد زور بی زنهار می
باده نتواند سر اهل حیا را گرم کرد ۳
سر برهنه می برد دایم به سر مهر برین
آه - عالم سوز من از بس هوا را گرم کرد ۴
دوش جویا از ره انصاف شیخ شهر گفت
خودفروشی عاقبت بازار ما را گرم کرد ۵
خوی آتشناک او بزم جفا را گرم کرد ۱
درد کی آسان تواند جای گیرد در دلی
داغ خونها خورده تا در لاله جا را گرم کرد ۲
پنجهٔ عصمت نپیچد زور بی زنهار می
باده نتواند سر اهل حیا را گرم کرد ۳
سر برهنه می برد دایم به سر مهر برین
آه - عالم سوز من از بس هوا را گرم کرد ۴
دوش جویا از ره انصاف شیخ شهر گفت
خودفروشی عاقبت بازار ما را گرم کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۹ - گر از بحرین چشمم ابر نیسان مایه ور می شد
گوهر بعدی:شماره ۶۹۱ - قهقهه خنده مرا در غم او ناله بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.