هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساس تنهایی و غمگینی شاعر است که تنها چیزی که به او میخندد، زخمهای دلش است. او از بیاعتنایی دیگران و گذرایی زندگی گلایه میکند، اما در عین حال، از عشق و زیباییهای طبیعت نیز سخن میگوید. شاعر از خندههای بیمعنی که به ارزشهای واقعی توجهی ندارند، انتقاد میکند و به سکوت و عمق دل اهل حال اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۹۵ - در این زمانه کسی نیست رو به من خندد
در این زمانه کسی نیست رو به من خندد
مگر به روی دلم چاک پیرهن خندد ۱
چو گل به باد دهد ساز و برگ هستی را
به هرزه هر که در این باغ یک دهن خندد ۲
مرا ز یاد تو در سینه جوش فصل گل است
لبم ز شوق از آنرو چمن چمن خندد ۳
شکر به قیمت خاک سیاه هند بود
چو شوخ من به دو لعل شکرشکن خندد ۴
به قیل و قال دل اهل حال را مخراش
لب خموشی این قوم بر سخن خندد ۵
زبان حالت گلبن باین سخن گویاست
که هر که زر بفشاند به صد دهن خندد ۶
زده است شوخی حسنش بهار را جویا
ز رو به گل ز بناگوش بر سمن خندد ۷
مگر به روی دلم چاک پیرهن خندد ۱
چو گل به باد دهد ساز و برگ هستی را
به هرزه هر که در این باغ یک دهن خندد ۲
مرا ز یاد تو در سینه جوش فصل گل است
لبم ز شوق از آنرو چمن چمن خندد ۳
شکر به قیمت خاک سیاه هند بود
چو شوخ من به دو لعل شکرشکن خندد ۴
به قیل و قال دل اهل حال را مخراش
لب خموشی این قوم بر سخن خندد ۵
زبان حالت گلبن باین سخن گویاست
که هر که زر بفشاند به صد دهن خندد ۶
زده است شوخی حسنش بهار را جویا
ز رو به گل ز بناگوش بر سمن خندد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۴ - هر که چون صبح خودنمایی کرد
گوهر بعدی:شماره ۶۹۶ - آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.