هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و سوزناک سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند پرتو خورشید در دریا، سوز عشق در کاغذ آتشزده، و آیینه در کف دست، بیان میکند که عشق و بیقراری ناشی از آن، هیچگاه آرام نمیگیرد. همچنین، اشارهای به آزادگی و صبر در برابر سختیها دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سوز عشق و بیقراری نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۷۳۳ - یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار
یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار
پرتو خورشید در دریا نمی گیرد قرار ۱
سوز عشقت چون شرر در کاغذ آتش زده
در سراپایم دمی یکجا نمی گیرد قرار ۲
رحشتم از بسکه با آزادگی خو کرده است
گرد ما بر دامن صحرا نمی گیرد قرار ۳
نیستی آگه زحسن خویش کز بی طاقتی
در کفت آیینه چون دریا نمی گیرد قرار ۴
شیشهٔ دل کی تواند سوز عشقت را نهفت
این شرار شوخ در خارا نمی گیرد قرار ۵
بازوی صبرم کند کوه تحمل را زجای
بیقراری در دل جویا نمی گیرد قرار ۶
پرتو خورشید در دریا نمی گیرد قرار ۱
سوز عشقت چون شرر در کاغذ آتش زده
در سراپایم دمی یکجا نمی گیرد قرار ۲
رحشتم از بسکه با آزادگی خو کرده است
گرد ما بر دامن صحرا نمی گیرد قرار ۳
نیستی آگه زحسن خویش کز بی طاقتی
در کفت آیینه چون دریا نمی گیرد قرار ۴
شیشهٔ دل کی تواند سوز عشقت را نهفت
این شرار شوخ در خارا نمی گیرد قرار ۵
بازوی صبرم کند کوه تحمل را زجای
بیقراری در دل جویا نمی گیرد قرار ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۲ - چون شود محو از دل خاکی سرشت ما غبار؟
گوهر بعدی:شماره ۷۳۴ - گذشتم از سر عشقت من و خیال دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.