هوش مصنوعی:
این شعر غمگینانه و عاشقانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر از فراق و دلتنگی است. او از درد دوری از معشوق و بیتوجهی او مینالد و با تصاویر شاعرانه مانند گریه سنگ، چشم آینه، و شعله طور، عمق رنج خود را به تصویر میکشد. شاعر همچنین به ناامیدی و اضطراب خود اشاره میکند و در عین حال، هنوز امید به دیدار معشوق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه احساسی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و اضطراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۷۳۸ - چشم آینه پرآب است از مثال من هنوز
چشم آینه پرآب است از مثال من هنوز
سنگ راهم گریه می آید به حال من هنوز ۱
بی تو از حد بگذرد در ضعف حال من هنوز
موی چشم آیینه را باشد مثال من هنوز ۲
وادی رفتن ز خود طی کرده ام یکشب چو شمع
گرچه جز یک پر نروییده ز بال من هنوز ۳
گرچه طبعم عندلیب بیضهٔ دلتنگی است
لامکان سیر است از وحشت خیال من هنوز ۴
پیش از این عمری به لعلش التماسی داشتم
بال بیتابی زند از لب سوال من هنوز ۵
برنتابد سرو آن ازک بدن دلبستگی
سر نزد یک غنچه هم از نونهال من هنوز ۶
چشم می پوشی و سوی ما نمی بینی هنوز
ظاهرا با خاک راهت بر سر کینی هنوز ۷
محو در غفلت به کیش ما جمادی بیش نیست
چون شرر در خاره مست خواب سنگینی هنوز ۸
شعلهٔ طور و می شیراز و یاقوت فرنگ
فیض رنگ از عارضت بردند و رنگینی هنوز ۹
در رم و آرامی ای دل دایم از یاس و امید
موج بحر اضطراب و کوه تمکینی هنوز ۱۰
در هوای دیدنت هر دم به راهی می دویم
سوی ما یک ره به استغنا نمی بینی هنوز ۱۱
خاک گردیدی و سر تا پا غبار خاطری
در فراق یار جویا بسکه غمگینی هنوز ۱۲
سنگ راهم گریه می آید به حال من هنوز ۱
بی تو از حد بگذرد در ضعف حال من هنوز
موی چشم آیینه را باشد مثال من هنوز ۲
وادی رفتن ز خود طی کرده ام یکشب چو شمع
گرچه جز یک پر نروییده ز بال من هنوز ۳
گرچه طبعم عندلیب بیضهٔ دلتنگی است
لامکان سیر است از وحشت خیال من هنوز ۴
پیش از این عمری به لعلش التماسی داشتم
بال بیتابی زند از لب سوال من هنوز ۵
برنتابد سرو آن ازک بدن دلبستگی
سر نزد یک غنچه هم از نونهال من هنوز ۶
چشم می پوشی و سوی ما نمی بینی هنوز
ظاهرا با خاک راهت بر سر کینی هنوز ۷
محو در غفلت به کیش ما جمادی بیش نیست
چون شرر در خاره مست خواب سنگینی هنوز ۸
شعلهٔ طور و می شیراز و یاقوت فرنگ
فیض رنگ از عارضت بردند و رنگینی هنوز ۹
در رم و آرامی ای دل دایم از یاس و امید
موج بحر اضطراب و کوه تمکینی هنوز ۱۰
در هوای دیدنت هر دم به راهی می دویم
سوی ما یک ره به استغنا نمی بینی هنوز ۱۱
خاک گردیدی و سر تا پا غبار خاطری
در فراق یار جویا بسکه غمگینی هنوز ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۷ - عمر رفت و هست ذوق آن بر و دوشم هنوز
گوهر بعدی:شماره ۷۳۹ - دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.