هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، از درد فراق و اشتیاق به معشوق می‌گوید. شاعر از اشک‌ها، آتش دل، و جستجوی امان در میان سختی‌ها سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به تسلیم در برابر عشق و جستجوی آرامش در کنار معشوق دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اصطلاحات به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۷۴۳ - در دامن دل اشک ز مژگان تر انداز

در دامن دل اشک ز مژگان تر انداز
این مشت شرر باز به جیب جگر انداز ۱

آنجا که کشد معرفتش تیغ چو خورشید
چون ماه گر از اهل کمالی سپر انداز ۲

از خویش بهر سو که روی دار امانست
زنهار از این مهلکه خود را بدر انداز ۳

یا زان مژه کن پهلو خواهش تهی ایدل
یا بستر راحت به دم نیشتر انداز ۴

هر شب پی تعمیر دلم تا که تو از جور
هر روز خرابش کنی ای خانه برانداز ۵

باشد که بیفتد زچمن بیضهٔ بلبل
ای دل زفغان شعله در این مشت پرانداز ۶

خواهی که چو شبنم روی از خود به نگاهی
جویا همه تن دیده به جانان نظراندز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۴۲ - مردم و مهر ترا در دل نهان دارم هنوز
گوهر بعدی:شماره ۷۴۴ - نوبهار آمد هوا آیینه پرواز است باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.