هوش مصنوعی: این متن از یک داستان یا شعر قدیمی است که در آن مردی به همسرش توصیه می‌کند که به جای خرید نان از بقال محله، مستقیماً به بازار گندم فروشان برود تا از تقلب در امان بماند. سپس مرد به همسرش یادآوری می‌کند که نیکوکاری و کمک به دیگران، به ویژه نیازمندان، از ویژگی‌های مردان بزرگ و آزاده است و از او می‌خواهد که این ارزش‌ها را رعایت کند.
رده سنی: 15+ این متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، زبان و ساختار آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

حکایت - بزارید وقتی زنی پیش شوی

بزارید وقتی زنی پیش شوی
که دیگر مخر نان ز بقال کوی ۱

به بازار گندم فروشان گرای
که این جو فروش است گندم نمای ۲

نه از مشتری کز ز حام مگس
به یک هفته رویش ندیده‌ست کس ۳

به دلداری آن مرد صاحب نیاز
به زن گفت کای روشنایی، بساز ۴

به امید ما کلبه این جا گرفت
نه مردی بود نفع از او وا گرفت ۵

ره نیکمردان آزاده گیر
چو استاده‌ای دست افتاده‌گیر ۶

ببخشای کانان که مرد حقند
خریدار دکان بی رونقند ۷

جوانمرد اگر راست خواهی ولی است
کرم پیشهٔ شاه مردان علی است ۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ممسک و فرزند ناخلف
گوهر بعدی:حکایت - شنیدم که پیری به راه حجاز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.