هوش مصنوعی:
متن درباره پیرمردی است که در راه حجاز به هر قدم دو رکعت نماز میخواند و با عشق و ایمان به خدا پیش میرود. با وجود وسواس و تردید، به دام ابلیس میافتد، اما هاتفی از غیب به او یادآوری میکند که انجام کارهای نیک مانند آرام کردن دل دیگران از نمازهای زیاد ارزشمندتر است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم دینی و فلسفی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
حکایت - شنیدم که پیری به راه حجاز
شنیدم که پیری به راه حجاز
به هر خطوه کردی دو رکعت نماز ۱
چنان گرم رو در طریق خدای
که خار مغیلان نکندی ز پای ۲
به آخر ز وسواس خاطر پریش
پسند آمدش در نظر کار خویش ۳
به تلبیس ابلیس در چاه رفت
که نتوان از این خوب تر راه رفت ۴
گرش رحمت حق نه دریافتی
غرورش سر از جاده برتافتی ۵
یکی هاتف از غیبش آواز داد
که ای نیکبخت مبارک نهاد ۶
مپندار اگر طاعتی کردهای
که نزلی بدین حضرت آوردهای ۷
به احسانی آسوده کردن دلی
به از الف رکعت به هر منزلی ۸
به هر خطوه کردی دو رکعت نماز ۱
چنان گرم رو در طریق خدای
که خار مغیلان نکندی ز پای ۲
به آخر ز وسواس خاطر پریش
پسند آمدش در نظر کار خویش ۳
به تلبیس ابلیس در چاه رفت
که نتوان از این خوب تر راه رفت ۴
گرش رحمت حق نه دریافتی
غرورش سر از جاده برتافتی ۵
یکی هاتف از غیبش آواز داد
که ای نیکبخت مبارک نهاد ۶
مپندار اگر طاعتی کردهای
که نزلی بدین حضرت آوردهای ۷
به احسانی آسوده کردن دلی
به از الف رکعت به هر منزلی ۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۸
۷۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - بزارید وقتی زنی پیش شوی
گوهر بعدی:حکایت - به سرهنگ سلطان چنین گفت زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.