هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و شاعرانه به موضوعاتی مانند عشق، درد، صبر و رضا در زندگی میپردازد. شاعر از نفس به عنوان نماد حیات و گدازش به عنوان آب حیات یاد میکند و تأکید دارد که تنها با عشق و درد طلب میتوان به حیات حقیقی دست یافت. همچنین، از زلف معشوق به عنوان رایحهای یاد میکند که دل را تسلیم میسازد و از سموم و آتش دل سخن میگوید که نیاز به احتراز دارد. در پایان، شاعر به جویا توصیه میکند تا به مقام رضا برسد و از کوشش برای حفظ تعادل نفس سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیمی مانند درد، گداز نفس و سموم دل نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۵۰ - ز لب به سینه عبث نیست ترکناز نفس
ز لب به سینه عبث نیست ترکناز نفس
بود سمندر دل صید شاهباز نفس ۱
کسی که زنده به درد طلب بود، داند
که نیست آب حیاتی بجز گداز نفس ۲
بغیر رایحهٔ زلف عنبر آگینت
قبول حضرت دل کی بود نیاز نفس ۳
بغیر رایحهٔ زلف عنبرآگینت
قبول حضرت دل کی بود نیاز نفس؟ ۴
سموم گردد اگر برخورد بر آتش دل
بجاست دمبدم از سینه احتراز نفس ۵
بکوش تا به مقام رضا رسی جویا
زکوک تا که نیفتاده است ساز نفس ۶
بود سمندر دل صید شاهباز نفس ۱
کسی که زنده به درد طلب بود، داند
که نیست آب حیاتی بجز گداز نفس ۲
بغیر رایحهٔ زلف عنبر آگینت
قبول حضرت دل کی بود نیاز نفس ۳
بغیر رایحهٔ زلف عنبرآگینت
قبول حضرت دل کی بود نیاز نفس؟ ۴
سموم گردد اگر برخورد بر آتش دل
بجاست دمبدم از سینه احتراز نفس ۵
بکوش تا به مقام رضا رسی جویا
زکوک تا که نیفتاده است ساز نفس ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۹ - معنیی گر هست با رند می آشام است و بس
گوهر بعدی:شماره ۷۵۱ - غنچه از دلبستگی گردیده پنهان در لباس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.