هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رهایی سخن می‌گوید. او از محدودیت‌های خود و ناتوانی در پرواز می‌نالد، اما عشق به معشوق او را به حرکت وامی‌دارد. شاعر از اسارت در قفس و کوتاهی بال و پر خود شرمنده است و به عشقی اشاره می‌کند که حتی کوه را نیز به خم شدن وام می‌دارد. در پایان، او از مصرعی درباره اسارت طاووس در پرهای خود یاد می‌کند که نمادی از اسارت در زیبایی‌های دنیوی است.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند «پر عنقا» و «طاووس اسیر» برای مخاطبان کم‌سن‌وسال ممکن است نامفهوم باشد.

شماره ۷۵۸ - تا یاد ترا کرده دلم راهبر خویش

تا یاد ترا کرده دلم راهبر خویش
پر در پر عنقا بپریدم ز بپریدم ز بر خویش ۱

تا بام قفس قوت پرواز ندارم
شرمنده ام از کوتهی بال و پر خویش ۲

پیوند سرین را به میان تو چو بیند
عاشق بود ار کوه نبندد کمر خویش ۳

یکبار به گرد سر او گشتم و چون شمع
گردم همهٔ عمر به قربان سر خویش ۴

جویا شده ام واله این مصرع سالک
‏«طاووس اسیر است به گلدام پر خویش»‏ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۵۷ - سرشته اند ز فیض هوای صبح تنش
گوهر بعدی:شماره ۷۵۹ - هر قدر غم بیند از گردون بود دانا خموش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.