هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد و رنج درونی شاعر را بیان میکند. او از سکوت در برابر غمهای جهان، دردهای پنهان در دل، و مقایسه خود با شخصیتهای افسانهای مانند مجنون و فرهاد سخن میگوید. شاعر بر اهمیت پنهان نگه داشتن عشق و درد درونی تأکید دارد و سکوت را نشانهای از بلوغ و دانایی میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، بیان درد و رنج درونی نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و عاطفی دارد.
شماره ۷۵۹ - هر قدر غم بیند از گردون بود دانا خموش
هر قدر غم بیند از گردون بود دانا خموش
غنچه سانم دل پر از خون باشد و لبها خموش ۱
چشم اگر پوشی رود در خلوت آرام دل
موج چون ماند از تپیدن می شود دریا خموش ۲
کی تواند مظهر درد تو شد هر سینه ای
در دلم آتش فروزان است و در خارا خموش ۳
نسبت به دردم ز مجنون است با فرهاد بیش
نالد از فریاد ما کوه و بود صحرا خموش ۴
مرد را زیباست جویا عشق نه اظهار عشق
دل در افغان است گو باشد زبان ما خموش ۵
غنچه سانم دل پر از خون باشد و لبها خموش ۱
چشم اگر پوشی رود در خلوت آرام دل
موج چون ماند از تپیدن می شود دریا خموش ۲
کی تواند مظهر درد تو شد هر سینه ای
در دلم آتش فروزان است و در خارا خموش ۳
نسبت به دردم ز مجنون است با فرهاد بیش
نالد از فریاد ما کوه و بود صحرا خموش ۴
مرد را زیباست جویا عشق نه اظهار عشق
دل در افغان است گو باشد زبان ما خموش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۸ - تا یاد ترا کرده دلم راهبر خویش
گوهر بعدی:شماره ۷۶۰ - ز حیرت ماند در بند چکیدن گوهر کوشش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.