هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و محبت سخن میگوید و از ناز و جفای معشوق شکایت دارد. او از گرمی نگاه معشوق و تأثیر آن بر دلها میگوید و بیان میکند که صبر او بر بیداد معشوق به امید مروت بوده، اما جفا و جور معشوق افزون شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد.
شماره ۷۷۰ - ز مستی گر رسد دستم به لبهای نمک سودش
ز مستی گر رسد دستم به لبهای نمک سودش
شود یاقوت دست افشار لعل خنده آلودش ۱
مروت نیست با طبعم گهی از ناز می گوید
چه می کردم اگر انصاف هم یارب نمی بودش ۲
نگاه گرمی امشب آتشی افروخت در دلها
که چشم مهر و مه روشن بود از سرمهٔ دودش ۳
به امید مروت صبر بر بیداد او کردم
ندانستم جفا و جور جویا خواهد افزودش ۴
شود یاقوت دست افشار لعل خنده آلودش ۱
مروت نیست با طبعم گهی از ناز می گوید
چه می کردم اگر انصاف هم یارب نمی بودش ۲
نگاه گرمی امشب آتشی افروخت در دلها
که چشم مهر و مه روشن بود از سرمهٔ دودش ۳
به امید مروت صبر بر بیداد او کردم
ندانستم جفا و جور جویا خواهد افزودش ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۹ - به وادیی که کند تیغ عشق تسخیرش
گوهر بعدی:شماره ۷۷۱ - شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.