هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عطار نیشابوری، بیانگر عشق و فداکاری شاعر به معشوق است. او خود را خاک راهی میداند که در مسیر عشق گام برمیدارد، با وجود خطرات و سختیها، تسلیم نمیشود و همچون شمعی شبها به ذکر عشق میپردازد. شاعر از آزادی روح و عشق به معشوق سخن میگوید و خود را بندهای آزاده میخواند.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۸۲۱ - ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم
ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم
دل داده و جان باخته اش از دل و جانیم ۱
از سیل سرابست خطر خانهٔ ما را
چون نقش قدم پر حذر از ریگ روانیم ۲
در انجمن هرزه در ایان سبک مغز
چون گل ز ادب گوش ولی گوش گرانیم ۳
رفتند عزیزان و چو نقش پی سالک
ما خاک نشین از پی آن راه روانیم ۴
رفتیم به بال نگه از خویش چو شبنم
تا بر رخ خورشید مثالش نگرانیم ۵
هرگز سر تسلیم ز فتراک نپیچیم
ما حلقه بگوشان خم زلف بتانیم ۶
در بند گرفتاری دلهاست شب و روز
ما بنده آزادی آن سرو روانیم ۷
در روز مجویید ز جویا سخن عشق
شبها همه شب شمع صفت چرب زبانیم ۸
دل داده و جان باخته اش از دل و جانیم ۱
از سیل سرابست خطر خانهٔ ما را
چون نقش قدم پر حذر از ریگ روانیم ۲
در انجمن هرزه در ایان سبک مغز
چون گل ز ادب گوش ولی گوش گرانیم ۳
رفتند عزیزان و چو نقش پی سالک
ما خاک نشین از پی آن راه روانیم ۴
رفتیم به بال نگه از خویش چو شبنم
تا بر رخ خورشید مثالش نگرانیم ۵
هرگز سر تسلیم ز فتراک نپیچیم
ما حلقه بگوشان خم زلف بتانیم ۶
در بند گرفتاری دلهاست شب و روز
ما بنده آزادی آن سرو روانیم ۷
در روز مجویید ز جویا سخن عشق
شبها همه شب شمع صفت چرب زبانیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۰ - کی غمی از پا و کی پروای از سر داشتم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۲ - چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.