هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند شبنم، شمع، قطره خون و غنچه، احساسات خود را از عشق، فراق و تمنا توصیف می‌کند. او از فداکاری، درد عشق و جنون ناشی از آن سخن می‌گوید و خود را در راه معشوق فنا می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'قطره‌های خون' و 'داغ دل' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۸۲۲ - چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیم

چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیم
همچو شبنم خویش را محو تماشا می کنیم ۱

ما قناعت پیشگان چون شمع شبهای فراق
یک گل داغ تو در کار سراپا می کنیم ۲

در هوایت گشته این از بس سراپا آرزو
جای خود را در حریم خاص دلها می کنیم ۳

قطره های خون بجای نکته ریزد خامه ام
نامه را از بسکه دردآلود انشا می کنیم ۴

سودها بر خورد ما را در ره رفتن ز خویش
صد فلاطون را به یک دیوانه سودا می کنیم ۵

بسکه می دزدیم امشب از حیا زان رو نگاه
تا سحرگه داغ دل را چشم بینا می کنیم ۶

شد دل ما پای تا سر غنچه سان جویا دهان
بوسه ها زان لعل لب از بس تمنا می کنیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۱ - ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۳ - کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.