هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و پراحساس، بیانگر درد و رنج عشق ناکام و دلشکستگی است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند قطرههای خون، غنچه، ساقی، و طوفان، احساسات درونی خود را به تصویر میکشد. او از معشوق میخواهد که با مهربانی و بخشش، درد او را تسکین دهد. شعر مملو از حس تنهایی، آشفتگی، و اشتیاق است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۲۳ - کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
غنچه سان شد برگ گل هر قطرهٔ خون در دلم ۱
می توانی ساقی از جامی روان بخشم شوی
مهربان شو می به ساغر کن، مکن خون در دلم! ۲
سیر و دور وحشتم بیرون ز خود یک گام نیست
ریخت عشق از گرد غم تا رنگ هامون در دلم ۳
در سرم تنها نه همچون شمع بزم آشفتگی است
دور از او هر قطره خون گشته مجنون در دلم ۴
فرصت یک ابروار اشکست چشم از حدتم
جوش طوفان می زند امروز جیحون در دلم ۵
دود آهی بیش در چشمش نبودی آسمان
می نشستی گر بجای خم فلاطون در دلم ۶
هر نفس در سینه ما را سرو آهی می شود
بسکه جویا کرده جا آن قد موزون در دلم ۷
غنچه سان شد برگ گل هر قطرهٔ خون در دلم ۱
می توانی ساقی از جامی روان بخشم شوی
مهربان شو می به ساغر کن، مکن خون در دلم! ۲
سیر و دور وحشتم بیرون ز خود یک گام نیست
ریخت عشق از گرد غم تا رنگ هامون در دلم ۳
در سرم تنها نه همچون شمع بزم آشفتگی است
دور از او هر قطره خون گشته مجنون در دلم ۴
فرصت یک ابروار اشکست چشم از حدتم
جوش طوفان می زند امروز جیحون در دلم ۵
دود آهی بیش در چشمش نبودی آسمان
می نشستی گر بجای خم فلاطون در دلم ۶
هر نفس در سینه ما را سرو آهی می شود
بسکه جویا کرده جا آن قد موزون در دلم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۲ - چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۴ - در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.