هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بیان احساسات خود در شب‌های غم‌انگیز و دوری از معشوق می‌پردازد. او از بی‌قراری، پریشانی و بی‌سامانی دنیا سخن می‌گوید و آرزوی روزهای خوش گذشته را دارد. در نهایت، امید به وصال معشوق و روشنایی پس از تاریکی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۸۲۷ - شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم

شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم
ز هر موجی قدح بال سمندر بود در دستم ۱

سر و سامان دلجمعی است بی سامانی دنیا
پریشان بوده ام تا همچو گل زر بود در دستم ۲

من و می بی تو خوردن وانگهی لاف مسلمانی؟
پیاله بی جمالت، کافرم گر بود در دستم ۳

خوشا روزی که گلچین بهار وصل او بودم
هوا گریان و گل خندان و ساغر بود در دستم ۴

عجب نبود اگر چون روز روشن شد شب وصلش
که جام باده جویا مهر انور بود در دستم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۶ - چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر می گفتم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۸ - عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.