هوش مصنوعی:
شاعر در این متن، زیباییهای طبیعت و خاطرات عاشقانه را با هم ترکیب کرده است. او از دشت و گلستان، پروانهها و چراغان، یادآوری خاطرات گذشته و هجران، و تشبیه معشوق به سرو و گل سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۳۸ - دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
گل به دامان هوا از گرد جولان دیده ام ۱
داشت امشب یاد گرمیهایش دل را در میان
تا سحر پروانه ای را در چراغان دیده ام ۲
گشت در پیری بهار خاطرم یاد کسی
فیض شام وصل را در صبح هجران دیده ام ۳
بر کنار جوی چاک دل به رنگ نخل آه
سرو یاد قامت او را خرامان دیده ام ۴
باز دل را در غم هجران گل پیراهنی
غنچه آسا تکمهٔ چاک گریبان دیده ام ۵
گل به دامان هوا از گرد جولان دیده ام ۱
داشت امشب یاد گرمیهایش دل را در میان
تا سحر پروانه ای را در چراغان دیده ام ۲
گشت در پیری بهار خاطرم یاد کسی
فیض شام وصل را در صبح هجران دیده ام ۳
بر کنار جوی چاک دل به رنگ نخل آه
سرو یاد قامت او را خرامان دیده ام ۴
باز دل را در غم هجران گل پیراهنی
غنچه آسا تکمهٔ چاک گریبان دیده ام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۷ - نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۹ - نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.