هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای درونی خود میگوید. او از عشق، شکست و ناامیدی سخن میراند و احساس تنهایی و دلتنگی شدید دارد. با وجود این رنجها، شاعر به عشق و نور امیدوار است و از آن به عنوان نیرویی برای ادامه زندگی یاد میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و دلتنگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۸۳۹ - نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
شکست از موج خارا خورد این آیینه در سنگم ۱
بیاد چشم مستی دارد از بس عشق دلتنگم
بریزد خون صهبا از شکست شیشهٔ رنگم ۲
مرا باید کشید آزار هر کس را رسد دردی
محیط عالمست از وسعت مشرب دل تنگم ۳
بزور معجز آخر رو بسویم کرد آن بدخو
بتابد پنجهٔ خورشید عشق آتشین چنگم ۴
چو آن زخمی که از خونگرمی مرهم بهم آید
نهان گردید جویا در نگین نام من از ننگم ۵
شکست از موج خارا خورد این آیینه در سنگم ۱
بیاد چشم مستی دارد از بس عشق دلتنگم
بریزد خون صهبا از شکست شیشهٔ رنگم ۲
مرا باید کشید آزار هر کس را رسد دردی
محیط عالمست از وسعت مشرب دل تنگم ۳
بزور معجز آخر رو بسویم کرد آن بدخو
بتابد پنجهٔ خورشید عشق آتشین چنگم ۴
چو آن زخمی که از خونگرمی مرهم بهم آید
نهان گردید جویا در نگین نام من از ننگم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۸ - دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
گوهر بعدی:شماره ۸۴۰ - به یمن همت عشقت ز قید دل رستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.