هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از بیاعتنایی به دنیا و تکیه بر خدا سخن میگوید. او از جفا و بیوفایی دیگران شکایت دارد، اما هنوز امیدوار است. همچنین، از عشق و وابستگی به معشوق و رهایی از تعلقات دنیوی میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۸۳۷ - نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
غم عالم ندارم تکیه بر ذات خدا دارم ۱
چه شد گر از جفایش رفت بر باد فنا خاکم
هنوز از بی وفایی های او چشم وفا دارم ۲
چو مویی گشت جسم در هوای زلف مشکینش
به رنگ بوی سنبل تکیه بر دوش صبا دارم ۳
جهان تا گشت از من پادشاه وقت خود گشتم
به سر از تیره بختی سایهٔ بال هما دارم ۴
نه چشم همرهی از جسم دارم نه ز جان جویا
به راه بیخودی پرواز رنگی رهنما دارم ۵
غم عالم ندارم تکیه بر ذات خدا دارم ۱
چه شد گر از جفایش رفت بر باد فنا خاکم
هنوز از بی وفایی های او چشم وفا دارم ۲
چو مویی گشت جسم در هوای زلف مشکینش
به رنگ بوی سنبل تکیه بر دوش صبا دارم ۳
جهان تا گشت از من پادشاه وقت خود گشتم
به سر از تیره بختی سایهٔ بال هما دارم ۴
نه چشم همرهی از جسم دارم نه ز جان جویا
به راه بیخودی پرواز رنگی رهنما دارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۶ - تا بود سودای زلفش در سر شوریده ام
گوهر بعدی:شماره ۸۳۸ - دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.